درباره کادوسیان

فروردین ۳ ۱۳۸۹بدون دیدگاه

دسته بندی:

کادوسیان

کوه نوردان کادوسیان، در مهر ۱۳۸۹ با مجوز موقت از سوی اداره ورزش و جوانان شهرستان تالش متولد گردید.

  در بهار ۱۳۹۰ بطور رسمی در زمره گروههای فعال هیات کوه نوردی و صعودهای ورزشی استان گیلان جا گرفت.

  آنجه مشخص است موقعیت جغرافیایی شهرستان تالش و همجواری آن با رشته کوههای تالش در البرز غربی، بانی ه علاقه جوانان این سامان، به ورزش کوه نوردی بوده است.

  لذا این کوه نوردان با برداشتن گامها در کوهستانهای وسیع سرزمین تالش و ایران، تلاش خواهند کرد تا به نوین ترین روش صعودهای کوه نوردی و طبیعت گردی، از طریق آموزش های فنی و زیست محیطی برسند.

 


هیات رئیسه:  غلامرضا ابروش – شاهرخ کاظمی پور – احمد نجفعلیزاده

مسئول روابط عمومی:  اصغر میرزایی

مسئول آموزش:  محمدرضا نوروزی

مسئول تدارکات:  شاهرخ کاظمی پور

مسئول کارگروه محیط زیست:  آذین کاظم زاده

مسئول بانوان:  مهری ابروش

مسئول امور مالی:  سهیل رحیمی طولارود

عکاس:  محمدرضا نوروزی – احمد نجفعلیزاده 

 

 

لیست کامل اعضاء (به ترتیب الفبا) :  آذین کاظم زاده – احمد نجفعلیزاده – اصغر میرزایی – المیرا رحمتی – امین فتحی – امیر حسنزاده – ساسان عباداللهیان – سهیل رحیمی طولارود – سمیه موحدی نیا  – سروین ابروش – سید اکبریوسفی – سهراب فولادی – شاهرخ کاظمی پور – شاهین رستمی – صادق یزدان نژاد -عبدلله علیزاده – عارف رضایی – غلامرضا ابروش – فرشاد عظیمی –  فریبا ابروش – فرید رفیعی –  فرید محمدی – کیوان برهانی – کوروش آصفی – کیانوش طاهری – محمدرضا نوروزی – مجتبی سمیعی – مبین ولدبیگی – وحید بهرامی

 

 

تاریخ کادوسیان

 

pjuv12js-300x232

 

کادوسیان(به یونانی: Kαδoύσιοι) مردمانی بودند که در دورهٔ باستان در گیلان و شمال خاوری آذرآبادگان (آذربایجان کنونی) می‌زیسته‌اند. به نظر رودریگر اشمیت در دانشنامه ایرانیکا، آن‌ها از اقوام ایرانی‌تبار بودند.

 

درباره خاستگاه، نژاد و گستره ی زندگی کادوسیان که از اقوام باستانی گیلان به شمار می روند دیدگاه های گوناگونی ابراز شده است.

  پلوتارک، نویسنده پرآوازه یونان باستان، سرزمین کادوسیان را کوهستانی با راه های دشوار معرفی نمود که همیشه ابر، آسمانش را پوشانده و در جنگل هایش سیب و گلابی خودرو می روید. استرابون، جغرافی دان یونانی زیستگاه کادوسیان را بلندی های کوهستانی بخش غربی و نیز قسمت جلگه ای گیلان می دانست. به گزارش سرهانری راولینسن کوهستان های شمالی و جنوبی دره ی سپید رود، زیستگاه طوایف کادوسیان به شمار می رفت. بر پایه گزارش های جغرافی دانان و مورخان قدیم و نیز پژوهش های محققان معاصر، می تون گفت که کادوسیان سرزمینی کوهستانی، جنگلی و پرباران در دوسوی سپید رود بوده است.

 

 

  درباره ی نژاد کادوسیان از قدیم تا کنون دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است.سر آرنولد ویلسن در پژوهش های خود اقوام جنوب دریای کاسپین، از جمله کادوسیان را از ساکنان نخستین و بومی پیش از آریائیان می داند و نوشته است:

“ساکنان اولیه ایران که اولاد آنان هنوز در گیلان و مازندران و در نواحی جنگلی سواحل خزر یافت می شوند… به وسیله ی اقوام بادیه نشین آریایی زبان … از سرزمین خود رانده شدند و این امر از دوهزار سال پیش از میلاد آغاز شده است و قرن ها ادامه یافت.”

 

  پلین مورخ سده ی اول میلادی کادوسیان و گیل ها را قوم واحدی می داند. ژ دوسنت کروا در کتابی با نام تحقیقات تاریخی و جغرافیایی درباره ی سرزمین ماد تالیف کرده است، آورده که دنیس لو پیریژت از این قوم با نام گیل سخن گفته است. دیاکونوف کادوسیان را تیره ای از یک قوم ساکن در جنوب دریای کاسپین معرفی می کند. وی کادوسیان را که در منابع ارمنی کاتی شیان نامیده شده اند، قبیله ای مهم و مستقل می داند که در کوه های جنوب رود ارس، در ناحیه ای میان گیل ها و کاسپیان زندگی می کردند.

 

 قلمرو کادوسیان در زمان هخامنشیان

 

181650_194360640591838_7085615_n copy

 

بارتولد درباره ی کادوسیان نوشته است:

“در عهد قدیم سکنه گیلان را کادوسیان تشکیل می دادند که در قید اطاعت دولت هخامنشی نبودند. همین قوم یا قسمتی از آن را گیل… هم می نامیدند و ولایت گیلان کنونی نام خود را از اسم قوم مزبور دارد. بعد در شرق این سامان آماردها سکونت داشته اند و رود سپید رود به نامشان “آمارد” نامیده می شد…”

 

  بر اساس گزارش های مورخان دوره ی باستان، کادوسیان مردمی پیکارجو و جنگاور بوده اند. آنان هنگامی که از جنگ ها و کشمکش های درونی فارغ می شدند، به پیکار با بیگانگان بر می خواستند و یا در مقابل شرایطی، نیروی جنگی خود را به اقوام دیگر و هم پیمانان خود که در حال جنگ با دشمنان خود بوده اند واگذار می کردند.


  کادوسیان در زمان کورش بزرگ بخشی از سپاهیان هخامنشی را تشکیل می‌دادند و به کورش وفادار بودند، با وی متحد شدند و وی را در چیرگی بر دولت های ماد، لیدی و بابل یاری کردند.

 

 

 کادوسیان پیش قراولان در جنگ گوگمال (اربیل)

 

باید گفت در این جنگ تپوری ها، هیرکانی ها، آماردها، کاس ها و سکاها دوشادوش کادوسیان در مقابل یونانی ها جنگیدند. داستان دلاوریهای مردمان جنوب دریای همیشه کاسپی در این جنگ را مورخان به تفضیل نوشته اند، محتوای کلی همه ان نوشته ها این است: (داریوش سوم وقتی با حمله اسکندر مواجه شد، از تملمی ایلات و متحدین درخواست کمک کرد. در پی آن کادوسیان و دیگر اقوام کرانه های کاسپین، متشکل از ۸۰۰۰ پیادو و سواره، راهی اردوی جنگی شاهنشاه ایران شدند.)

داریوش این سربازن رو به چند دسته تقسیم کرد. دسته ای را با مادها و سکاها همراه کرد و آن ها را به فرماندهی یکی از سردارانش به نام آتروپات قرار داد، خود داریوش سوم هم باید فرمانده بخش مرکزی ارتش بوده باشد. دسته ای دیگر از آنها را با دسته ای از سکاها همراه ساخت و به فرماندهی مازه برای پیشگیری از گذر مقدونی ها از دجله گماشت. این سپاهیان در جنگ، تا پایان کار داریوش نقش تعیین کننده ای داشتند. چنان که مورخان گفته اند اگر داریوش فرماندهی قاطعی بر روی سپاهیان داشت، می توانست با بهره گیری از شجاعت و توان کادوسیان و آماردها مسیر تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زند.

 

  کادوسیان و آمارد ها در نبرد سرنوشت ساز گوگمال یا اربیل،  که در سال ۳۳۱ پ.م میان سپاه ایران و یونان درگرفت، نقش تعیین کننده ای داشتند، هنگامی که نبرد به مرحله حساسی رسید، مازه گروهی از سواره نظام زبده کادوسیان و سکایی را برگزید و به آن ها فرمان داد جناح چپ دشمن را دور بزنند. در اینجا می توان فهمید که مازه فرمانده جناح راست ایران بوده، پس آتروپات باید فرمانده جناح چپ ایران بوده باشد. و مازه به آن ها فرمان داد پس از دور زدن دشمن به اردوگاه آن ها هجوم برده و بار و بنه ان ها را تصرف کنند. فرمان مازه بی درنگ اجرا شد و گروه بسیاری از سربازان مقدونی و یونانی کشته شدند.

 

هنگامی که چیزی باقی نمانده بود تا سپاهیان اسکندر تار و مار گردند، داریوش در برابر دشمن از خود ضعف و سستی به خرج داد و از میدان نبرد پس نشست. مازه و جنگ جویانش وقتی خبر فرار داریوش و عقب نشینی بخشی از سپاه ایران را شنیدند، ناگزیر از ادامه ی نبرد سرباز زدند و راه فرار در پیش گرفتند. باید گفت آن ها به پشت سپاه دشمن رفته بودند و تقریبا در حالت محاصره قرار گرفته بودند. اگر سپاه ایران می بود، ان ها از پشت و جناح راس از جلو به جناح چپ یونانی ها حمله می کردند. این گونه بود که ایرانیان در نبرد با سپاهیان یونانی در گوگمال شکست خوردند.

 

پس از گریز داریوش از جنگ، سرداران ایرانی همچون مازه و آتروپات که شکست ارتش هخامنشی را شاهد بودند، سر به فرمان اسکندر نهادند و داریوش نیز به همراهی سپاهیان کادوسیان به سمت دروازه کاسپین رفت. دروازه کاسپین بر سر راه مازندران وجود دارد. نزدیک قله ی دماوند گردنه ای بر سر راه مازندران است که در گذشته به آن دروازه کاسپین گفته می شد.

  اسکندر نیز به دنبال داریوش وارد همدان شد. در این مکان گروهی را به فرماندهی بهترین سردار خود، پارمن یُن به سرزمین کادوسیان فرستاد تا راه کمک کادوسیان به داریوش را ببندد و گروهی دیگر را به فرماندهی کراتر برای چیره شدن به سرزمین تپوری که در سپاه ایران هم دوش کادوسیان و آماردیان می جنگیدند به طبرستان فرستاد.

 

  کراتر طی سازشی با سردار تپوری ها، طبرستان را بدون نبرد به زیر فرمان خود در اورد. اما پارمن از جنگاوران کادوسیان (گیلان) شکست بزرگی خورد. از این رو اسکندر خود راهی سرزمین کادوسیان شد.

او برای رسیدن به کادوسیان میبایست از سرزمین آماردها میگذشت، که این قوم بزرگ باستانی گیلان هم از جنگ با سپاه اسکندر هراسی نداشت، لذا نزاعی سخت در گرفت.

 

اسکندر که از دلاوری آماردها در جنگ شگفت زده شده بود، چاره را در گشودن راهی در جنگل دید. اما اسکندر این بار نیز کاری از پیش نبرده و اسیر شبیخون آماردها شد. جنگجویان قوم آمارد در شبیخونی تا آنجا به چادر اسکندر نزدیک شدند که اسب محبوب اسکندر “بوسفیال” را به غنیمت گرفتند و اسکندر را نیز به شدت زخمی کردند. اسکندر در پی این شکست ها دریافت که توان جنگ با آماردها را ندارد. وی سرخورده شد ودستور داد جنگل را به آتش بکشند. اما این کار نیز نتوانست آماردها را به سازش بکشاند. عاقبت اسکندر کار تصرف سرزمین آماردها را به سردارش ات فرادات سپرد و خود از گیلان گریخت. ات فرادات پس از اسکندر نیز نتوانست کاری انجام دهد و پس از مدتی خود نیز از گیلان گریخت.

اما اسکندر نیز که برای جنگی دیگر به بابِل رفته بود در همان بابل مرگ را تجربه کرد و از بین رفت تا دیگر کسی از سپاه مقدونیان جرات نکند که به سرزمین کادوسیان (گیلان) سپاهی را گسیل دارد.

 

 آمارد ها متحدان همیشگی کادوسیان بودند و اگر اسکندر به سمت سرزمین کادوسیان می رفت آماردها پیمان خود را زیر پا می گذاشتند و دوباره با وی می جنگیدند. پس اسکندر و سربازان یونانی وی نتوانستند پای خود را وارد خاک کادوسیان کنند .

 

 

قلمرو قوم کادوسیان در دوره اشکانیان

 

%d8%ba%d8%ba

 

پژوهشگران ایرانی در تحقیقات خود درباره ی کادوسیان دیدگاه هایی، بر پایه ی گزارشات مورخان یونانی، چنین گفته اند:

 دکتر محمد جواد مشکور درباره ی کادوسیان نوشته است: “کادوسیان مردمی بودند که در گیلان جای داشتند و ظاهرا نیاکان تالش های کنونی بوده اند و کادوس مصحف یا یونانی شده تالوش استن که بعد ها تالش شده است و از بومیان سابق ایران قبل از آمدن آریاائیها بوده اند.”

احمد کسروی نیز تالش های کنونی را بازماندگان کادوسیان می دانست و در این باره نوشته است:

“این بی گفت و گو است که نشیمن “کادوسیان” در کوهستان شمال شرقی آذربایجان، در آن جا می بوده که اکنون جایگاه تالشان است. ولی دانسته نیست که آنان کی رفته اند، و اینان به جایشان کی آمده اند؟… می باید گفت: نه کادوسیان از میان رفته اند و نه تالشان از جایی دیگر آمده اند. این تالشان فرزندان و بازماندگان همان کادوسیان هستند و نام تالش از نام کادوس می باشد.”

 

 تالش سرزمینی به جا مانده از قوم کادوسیان

 

200px-2px-GilanAdminMapColored copy

 

واپسین نشانه‌هایی از کادوسیان در زمان اشکانیان در تاریخ دیده می‌شود. می‌نماید که اینان در دیگر تیره‌های کرانهٔ دریای مازندران حل شده‌باشند.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.